تعداد نظرات :0
آنچه در این مقاله میخوانید ..

تله محرومیت چیست؟ 3 دسته مهم از محرومیت را بشناسید

خیلی اوقات در اتاق درمان با مراجعینی روبرو میشم که دنبال این هستند که ببینند آیا پارتنر یا همسرشون اونها را دوست داره یا نه؟

به این گفتگو توجه کنید:

سارا (با صدایی لرزان): “امروز واقعاً روز سخت و پراسترسی تو کار داشتم، فقط دلم می‌خواست یه کم باهات حرف بزنم…”

امیر (بی‌حوصله، بدون بلند کردن سر از گوشی): “خب چیکار کنم؟ چقدر نق می‌زنی؟ سرش رفت تو گوشی و دیگه به صورت سارا نگاه نمیکنه.”

سارا (احساس نادیده گرفته شدن می‌کند): “همیشه همین طوره! اصلاً مهم نیست چه حسی دارم. انگار که من اصلاً وجود ندارم.”

امیر (با حالتی تدافعی): “دیگه چه کار از دستم برمیاد؟ همیشه شاکی هستی! غذاتو درست کردم، خونه رو هم تمیز کردم، دیگه چه می‌خوای؟”

سارا (با اشک در چشمانش): “مگه من این کارها را نمیکنم، دلم می‌خواست که بدونم که برات مهمم.”

امیر (سرد و دوری‌کننده): “من که نمی‌تونم ذهن تو رو بخونم. اگه نیاز به چیزی داری، واضح بگو.

سارا (آهی عمیق می‌کشد و احساس تنهایی می‌کند): “اگه مجبور باشه خودم بگم، دیگه فایده‌ای نداره. تو باید خودت بخوای که حواسَت به من باشه.”

امیر (با عصبانیت بلند می‌شود تا اتاق را ترک کند): “من از این جر و بحث های بی‌پایان خسته شدم. هر کاری میکنم قانع نمیشی.”

سارا (با خودش زمزمه می‌کند): “هیچ وقت قرار نیست کسی واقعاً منو ببینه یا درکم کنه.”

هر دو در سکوت و تنهایی خود فرو می‌روند، با این باور ریشه‌دار که همسرشان نمیتواند او را درک کند.

بررسی گفتگوی بالا: در این گفتگو، سارا به دنبال همدلی و درک عاطفی است (محرومیت از همدلی)، اما پاسخ امیر عملی و وظیفه‌محور است و از درک نیاز پنهان او عاجز است. این پاسخ، باور عمیق سارا را مبنی بر “مهم نبودن” تشدید می‌کند. از سوی دیگر، امیر نیز ممکن است باور داشته باشد که هرچه تلاش کند هرگز کافی نیست (بخشی از محرومیت از قدردانی)، و بنابراین با کناره‌گیری کردن، دفاعی برخورد می‌کند. این چرخه معیوب، هر دو را در طوفانی از ناامیدی و تنهایی گرفتار می‌کند.

اگر شما هم در زندگی مواردی مثل امیر و سارا را تجربه کردید و یا دوست دارید که به توسعه فردی بیشتر خودتان بپردازید به شما پیشنهاد می‌کنم که تا انتها درباره محرومیت هیجانی بخوانید چرا که این تله در جامعه بسیار زیاد است پس شما و یا دوست تان ممکن است این تله را داشته باشد و از تاثیرات این تله فرسوده شده‌اید.

  • محرومیت هیجانی چیست
  • 3 نوع مهم محرومیت
  • اثرات محرومیت در کودکی و بزرگسالی
  • چگونه تشخیص دهیم
  • برای پیشگیری و درمان چه کنیم

محرومیت هیجانی چیست؟

به باور ناخودآگاه و عمیق فرد مبنی بر این که نیازهای هیجانی اولیه او در روابط عاطفی، برآورده نخواهد شد، اشاره دارد. این نیازها شامل نیاز به محبت، همدلی، حمایت، راهنمایی و تعلق‌خاطر است. یانگ معتقد است این باور در نتیجه محیط اولیه زندگی شکل می‌گیرد که در آن مراقبان اصلی، سرد، بی‌عاطفه، منزوی‌کننده یا نسبت به نیازهای کودک بی‌توجه بوده‌اند.

فردی که با این طرح‌واره زندگی می‌کند، جهان اجتماعی را به‌عنوان فضایی خالی از گرمای عاطفی می‌بیند و انتظار دارد که دیگران نیازهایش را نادیده بگیرند. محرومیت روانشناختی یک الگوی پایدار است که در روابط بزرگسالی نیز تداوم می‌یابد، به‌طوری که فرد ممکن است حتی زمانی که دیگران محبت یا حمایت نشان می‌دهند، آن را نادیده بگیرد یا تحریف کند.

محرومیت هیجانی یک پیش‌بینی کننده قدرتمند برای افسردگی، اضطراب، احساس تنهایی مزمن و نارضایتی از روابط عاطفی است. افراد دارای محرومیت روانشناختی اغلب در شناسایی، بیان و درخواست نیازهای خود ناتوان هستند که این امر به انزوای بیشتر آنان می‌انجامد.

پژوهش‌ها بر نقش موثر محرومیت هیجانی در تنظیم هیجانات و رفتارهای اجتنابی در روابط صمیمانه تاکید دارند. بنابراین، محرومیت روانشناختی نه‌تنها یک باور منفی درباره جهان است، بلکه یک الگوی فعال رفتاری-هیجانی است که رنج قابل توجهی ایجاد کرده و فرد را در چرخه‌ای معیوب از انتظار محرومیت و تجربه واقعی آن گرفتار می‌کند.

انواع محرومیت را بشناسید

جفری یانگ مبدع نظریه طرحواره درمانی در کتاب “زندگی خود را دوباره بیافرینید” انواع محرومیت را به 3 دسته تقسیم می کند:

۱. محرومیت از محبت و عاطفه

رایج‌ترین شکل محرومیت روانشناختی است و به معنای فقدان محبت، صمیمیت عاطفی، نوازش و احساس تعلق است. افرادی با این نوع محرومیت، در کودکی توسط خانواده‌ای سرد، غیرعاطفی و فاقد محبت پرورش یافته‌اند.

آنان در بزرگسالی باور دارند که هیچ‌کس آن‌ها را دوست ندارد یا به فکرشان نیست. این افراد معمولاً احساس می‌کنند در روابطشان تنها هستند، حتی اگر در یک رابطه باشند. آن‌ها ممکن است به طور ناخودآگاه به سمت افرادی جذب شوند که سرد و غیرقابل دسترس هستند، یا خودشان در روابط صمیمانه فاصله عاطفی ایجاد کنند تا این باور قدیمی را که “کسی مرا در آغوش نمی‌گیرد” تأیید کنند.

۲. محرومیت از همدلی

محرومیت از همدلی به این معناست که فرد در کودکی احساس می‌کرد کسی احساسات، نیازها و دردهای درونی او را درک نمی‌کند یا برای فهمیدن نقطه نظر او تلاشی نمی‌کند. مراقبان این افراد اغلب خودمحور بوده‌اند و نتوانسته‌اند خود را به جای کودک بگذارند. در بزرگسالی، این افراد باور دارند که هیچ‌کس آن‌ها را واقعاً “نمی‌فهمد”. آن‌ها اغلب احساس می‌کنند درون یک حباب تنها هستند و احساساتشان برای دیگران مهم نیست. این امر می‌تواند منجر به انزوا، دشواری در بیان نیازها و احساس عمیق تنهایی شود، حتی در جمع.

این حس در حباب بودن و اینکه من در تجربیاتم تنها هستم و نمیتوانم با دیگران حرف دلم را بزنم بسیار گسترده است مخصوصا والدینی که کمالگرا هستند و همیشه کودک را تشویق میکنند که باید موفق شود.

والدین بسیاری را دیده‌ام که گاهی فراموش می‌کنند که شکست‌ها در مسیر موفقیت طبیعی هستند اگر فرزندشان نمره خوب نیاورد و یا اینکه عملکرد خوبی در کلاس و مدرسه نداشته باشد شروع میکنند به نصیحت کردن و مثال زدن خودشان یا دیگران . معمولا وقتی با این والدین صحبت میکنم هدفشون را کمک به فرزندشون میدونن اما متاسفانه توانایی دیدن سایه تاریک حرفهاشون را ندارند میدونید اون سایه تاریک اینه که تو خوب نیستی و من خوبم.

۳. محرومیت از حمایت و راهنمایی

این نوع محرومیت مربوط به فقدان جهت‌گیری، راهنمایی، حمایت (mentoring) از سوی مراقبان در دوران کودکی است. والدین این افراد ممکن است بیش از حد سهل‌گیر بوده‌اند، یا خودشان ضعیف و بی‌کفایت عمل کرده‌اند و نتوانسته‌اند ساختار و مرزهای لازم را برای کودک فراهم کنند.

در نتیجه، این افراد در بزرگسالی احساس می‌کنند که هیچ پشتیبان و راهنمایی در زندگی ندارند و باید تمام بار تصمیم‌گیری‌ها و مشکلات را به تنهایی به دوش بکشند. آن‌ها اغلب در مواجهه با چالش‌های زندگی احساس سردرگمی، درماندگی و اضطراب شدید می‌کنند و باور دارند که “کسی نیست تا دستم را بگیرد و راهنمایی‌ام کند”.

جمله طلایی این والدین اینه که “خودت تصمیم بگیر هرچی خودت دلت می‌خواد”. مثلا کودک خودش باید لباسش را انتخاب کنه. در این موقعیت کودک دچار سرگردانی می‌شود و به دلیل اینکه نمی‌تواند تصمیم بگیرد هم مورد شماتت و انتقاد والدین قرار می‌گیرد.

والدین عاطفی احساس بی ثباتی و اضطراب را القا می کنند
والدین رانده شده همچنان در تلاشند تا همه و همه را به کمال برسانند
والدین منفعل از برخورد با هر چیز ناراحت کننده ای اجتناب می کنند
والد طرد کننده ، کنار زننده و تحقیرآمیز است

سبک فرزندپروری مقتدرانه بهترین نوع است که والدین در عین مهربان بودن قاطعانه رفتار می‌کنند.

والدین باید بدانند که مهمترین مهارتها برای هر کودکی مدیریت هیجان و حل مسئله است و شما قبل از پرداختن به کودکتان این دو مهارت را بیاموزید و به کار ببرید این به چه معناست اینکه شما بیان احساس با روش درست داشته باشید، خودتان را سانسور نکنید، با رفتارتان حرف نزنید و قابل پیش بینی باشید بخصوص در بیان احساسات و در روشهای تربیتی‌تان. اینها حداقلهای لازم برای پیشگیری از ایجاد تله محرومیت هیجانی در کودک است و بعلاوه رابطه شما با دیگران را نیز بهبود می‌بخشد.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیلتر قیمت
‫فیلتر قیمت - اسلایدر
1,200,000تومان1,200,000تومان