تعداد نظرات :0
آنچه در این مقاله میخوانید ..

تحلیل روان‌شناختی تابلو «مادر ویسلر»

تابلو «مادر ویسلر» اثر جیمز مک نیل ویسلر (۱۸۷۱)، که با نام اصلی «آرایش خاکستری و سیاه: شماره ۱» شناخته می‌شود، فراتر از یک پرتره ساده، یک مطالعه عمیق روان‌شناختی در قالب رنگ و ترکیب‌بندی است.

· مادر در مرکز کادر، بر روی صندلی نشسته و نگاهش به شکلی آرام ولی دور از بیننده است. این حالت، انزوای درونی و تفکر عمیق او را نشان می‌دهد. نیم‌رخ او، نوعی فاصله عاطفی با مخاطب ایجاد می‌کند و او را در فضایی شخصی و تأمل‌برانگیز محصور می‌سازد.

· ویسلر با محدود کردن پالت رنگ به خاکستری، سیاه و سفید، حالتی از جدیت، وقار و مرگ‌اندیشی را القا می‌کند. رنگ‌های خنثی، احساسی از آرامش غمگینانه و پذیرش تقدیر را به تصویر می‌کشند. نقطه سفید چارچوب نقاشی روی دیوار، تنها تلنگر کوچکی از خاطره در فضایی سنگین است.

· خطوط افقی و عمودی غالب در نقاشی (قاب‌های دیوار، خطوط صندلی و پشت زن) حسی از ثبات، نظم و کنترل را منتقل می‌کنند. این هندسه ممکن است نشان‌دهنده شخصیت مادر به عنوان «تکیه‌گاه خانوادگی» یا تلاش برای حفظ «تعادل درونی» در مواجهه با گذر زمان و تنهایی باشد.

· مادر ویسلر با لباس سیاه بی‌تزئین  و حالت نشسته‌ای که نشان از «خستگی جسمانی» دارد، اما چهره‌ای آرام و دستانی به هم پیوسته عزت نفس، شکیبایی و وقار انسانی در برابر سالخوردگی را نشان می‌دهد. این تصویر، ترسیمی از «تنهایی» است، اما نه از نوع درمانده، بلکه همراه با «پذیرشی آرام».

این تحلیلی اجمالی درباره این تابو بود اما آنچه این تابلو را پرسش برانگیز می کند این است که چرا مادر وسلر نیم رخ است و به مخاطب نگاه نمی‌کند. این نیم رخ بودن و نگاهی به افق داشتن حس معلق بودن در زمان می‌دهد و احترام را القا می‌کند و  مادر وستلر را به شمایلی از مادر تبدیل کرده نه خود مادر ویسلر به عنوان نقاش به مانند نقاشی‌های مریم‌مقدس.  ندیدن چهره دقیق  مادر سبب می‌شود مخاطب در ذهنش چهره مادر خود یا زنان دیگر رل تجسم کند.

اما چرا وستلر اینگونه مادرش را کشید و در طول کشیدن پرتره به چشمان مادرش نگاه نکرد. آیا این حس احترام است و نگهبانی از فضای خصوصی او که می‌تواند باشد اما شاید او شرمگین است.

رابطه ویسلر با مادرش پیچیده است مادر ویسلر زنی قوی  و بزرگترین حامی او بود اما او زنی مذهبی بود و درمیان در نامه‌هایی که میان آنها رد و بدل می‌شود، مدام نگران خود را از شیوه‌ی زندگی و وضع مالی او ابراز می‌کند. از طرف دیگر وستلر فردی خوش گذران، ستیزه جو و با مشکلات مالی دست و پنجه نرم‌می‌کرد و زندگی منظمی نداشت اما در مواجهه با نگرانی‌های مادرش همیشه پاسخ می‌داد که همه چیز رو به راه است در صورتی که اینگونه نبود و او حتی در حلقه هنرمندان و نقاشان هم طرد شده بود اما دوست داشت تصویر خوبی در چشمان مادرش داشته باشد.

انگار او همواره سایه این شکست را پشت سرش داشت، شکست از  اینکه آن پسری که مادرش می‌خواست نشده و حتی هنرش هم به گونه‌ای فریادی بر علیه آن نظم بود، نظمی کلیسایی و درست رفتار و محدود کننده.

نقاشی مادر ویسلر به مونالیزای آمریکا معروف است و تاثیر مهمی در فرهنگ امریکا دارد و شمایلی از مادر امریکای‌ است اما به واقع این نقاشی اخرین مریم مقدس است و بعد آن امریکایی‌ها شیوه زندگی وستلر را انتخاب کردند و شمایل زنان امریکا از مادر ویسلر به مرلین مونرو و زنان هالیوودی تغییر پیدا کرد و  مادر ویسلر که پیر و خسته روی صندلی نشسته است این تغییر را پیش بینی می‌کند.

انگار وستلر با احترام اما خشم مادرش را بر روی صندلی نشاند و این بار اوست که مادرش را محدود کرده تا با شرم بر سرش فریاد بزند، ببخشید من نتوانستم اما این شیوه زندگی تمام شده است. 

ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو

پرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیلتر قیمت
‫فیلتر قیمت - اسلایدر
1,200,000تومان1,200,000تومان